|
لحظه های عاشقی..... تو باش ، نه به این خاطر که در این دنیای بزرگ تنها نباشم/ تو باش، تا در دنیای بزرگ تنهاییم، تنهاترین باشی...
| ||
|
یك شب ز ماورای سیاهی ها یك شب ز حلقه كه به در كوبم در كنج سینه قلب تو می لرزد چون در گشوده شد تن من بی تاب در بازوان گرم تو می لغزد دیگر در آن دقایق مستی بخش در چشم من گریز نخواهی دید چون كودكان نگاه خموشم را با شرم در ستیز نخواهی دید یكشب چو نام من به زبان آری می خوانمت به عالم رویایی بر موجهای یاد تو می رقصم چون دختران وحشی دریایی یكشب لبان تشنه من با شوق در آتش لبان تو میسوزد چشمان من امید نگاهش را بر گردش نگاه تو میدوزد از زهره آن الهه افسونگر رسم و طریق عشق می آموزم یكشب چو نوری از دل تاریكی در كلبه ات شراره میافروزم آه ای دو چشم خیره به ره مانده آری منم كه سوی تو می آیم بر بال بادهای جهان پیما شادان به جستجوی تو می آیم ![]() |
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||